وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

یادداشت :

الفتی 40 ساله با خوزستان؛ نقدی بر عقده گشایی های هفته های اخیر .../قدر خادمین کشور را بدانیم

دوستان عزیز و بزرگوار 

 

سلام و ارادت

     وقتی نامه قدردانی نمایندگان خوزستان از جناب دکتر هاشمی را دیدم، بنظرم رسید که بدنیست تابا ذکر خاطراتی؛ به دوستان متذکر شوم که دکتر هاشمی با این منطقه زرخیز و فداکار، ناآشنا نیست!

 

      درروزهای اخیر، عقده گشایی هایی نسبت به دکترهاشمی صورت گرفت که بنده برحسب شناخت چهل و چند ساله بر خود فرض دانستم در دفاع از حقیقت و به پاسداشت صداقت، نکاتی و خاطرات کوتاهی بیان کنم ! هرچند که افراد زیادی را دیدم که با حداقل آشنایی، بهتر از بنده از ایشان دفاع می نمودند!

روزهای آغازین جنگ، ایشان برای استقرار نیروها در رامهرمز؛ هفته ها در اینحا می ماند و سپس که به شهیدآباد اهواز رفتیم، با شروع هرعملیاتی در خوزستان بود! گویا خاک خوزستان ایشان را چون آهنربا می کشید.

دکتر حسن هاشمی با خوزستان انس و الفتی قریب 40 ساله دارد! هیچ یادم نمی رود که به محض آغار تجاوز صدام بعثی عفلقی به خوز ستان، تلگراف آقای حسن هاشمی(محوری ترین عضو شورای مرکزی جهادسارندگی خراسان) به دستم رسید!

    درآن تلگراف (درسال 59 سریعترین وسیله ارتباطی در نبود فاکس بود!) ضمن اعلام تشکیل ستادپشتیبانی از جبهه های جنگ مستقر در رامهرمز(بله درست خواندید! رامهرمز ونه مشهد!) از همه شهرستانهای استان خواسته بود تاضمن معرفی یکنفر به عنوان مسئول (در آن موقع حتی الامکان به جای رییس از واژه مسئول استفاده می شد تا به خیال خودمان بار معنایی نیز همراهش باشد!) امکانات راهسازی و ترابری را به رامهرمرز بفرستند!

    تا نیمه مهر 59 دکتر هاشمی و یارانش از جمله سردار شهید تقی رضوی در آنجا مستقر بودند! یادم هست در سفری که به اتفاق ایشان و کلیه مدیران ستاد و شهرستانها به سوسنگرد محاصره شده رفتیم، برادر ایشان( که بعدا نماینده مردم شریف فریمان و سرخس شد) مسوول اردوگاهی بود بنام "فلاح" در دو هفته ای که اونجا بودیم بی اغراق چندین بار مردیم وزنده شدیم! توپهای صدام که از هویزه برسرمان می ریخت به یکطرف و تحرک بیش از اندازه حسن و حسین هاشمی از طرف دیگر!

     این مرد؛ نه خواب داشت و نه استراحت! جالب است بچه های جهاد خوزستان بیشتر از آنکه مسوولان استان خودشان را بشناسند؛ برادران هاشمی و بویژه حسین را می شناختند!

     شاید برایتان جالب باشد که بدانید اولین گزارشهای "روایت فتح" از همین اردوگاه فلاح گرفته شد! دونفر چفیه به گردن[که بعدا شناختیم یکی از آنها شهید آوینی بود (مجری T.V. جهاد و سپس روایت فتح) بودند؛ کار تهیه آن فیلمها را که بعدا شد روایت فتح را بعهده داشتند‍‍‍‍]

     منظورم از نقل این خاطرات این بودکه عرض کنم دکتر هاشمی، مهندسین زنگنه، حجتی و آخوندی دارای چنین عقبه ای از تعهد و فداکاری هستند.البته بدلیل تخصص بالای دکتر هاشمی و بویژه حسن سلوک و مخصوصا مدیریت منحصر بفرد ایشان، از درخشش بیشتری برخوردار است! بقول دوست عزیزم عباس آقای میرزاده"از معدود وزرای پای کار است!"

  

     دوستان عزیزم!

قدر اینگونه خادمین کشور را باید بدانیم! خادمینی که اهل ریاکاری و سوء استفاده نبوده و نیستند

و مطمئنم همانگونه که در سخت ترین شرایط پای کار نظام و جنگ ایستادند هم اکنون نیز در جبهه سلامت برای اعتلای ارزش‌ها ایستاده و لحظه ای از تلاش فرو گذار نخواهند کرد.

هر چند یاوه گویان و انقلابیون بعد انقلاب بخواهند با غرض ورزی تسویه حساب ناکامی خود را انجام دهند.

دکتر محمد رضا دارابی 

استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد

 

 

نسخه چاپي ارسال به دوست

سه شنبه ١٧ مهر ١٣٩٧ - ١٢:١٦ / شماره خبر: ١٨٢٠٦٠ / تعداد نمايش: 313

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج